10 کاراکتر برتر و به یاد ماندنی سینمای یک دهه اخیر+عکس
هری پاتر (۲۰۰۱)
دهه در حالی آغاز شد که همه مجذوب کارهای پسری عینکی با خراشی روی پیشانیاش شدند و ورودش به دنیای سحروجادو را دنبال کردند. کتابهای «خانم رولینگ» قبل از اینکه رنگ پردهی سینما را ببینند فقط یک احساس و شور و شعف خوب بودند، اما برادران وارنر با پیدا کردن «دنیل رادکلیف» به این احساس خوب عینیت بخشیدند.
گالوم (۲۰۰۲)
گالوم بیچاره و زجر کشیده به هیچ وجهی نمیتواند یک قهرمان باشد، اما داستانی که در پشت این کاراكتر در فیلم اسکاری «پیتر جکسون» وجود دارد، تغییراتی بزرگ در تکنولوژی سینما داد. فیلمی که اقتباسی از رمان «جی آرآر تالکین» است؛ «اندی سرکیس» نقش گالوم را بازی میکند. اما آنچه که شما در دوبرج و بازگشت پادشاه روی پرده مشاهده میکنید تصویر کامپوتری ایی است که براساس حرکتها و عکس العملهای سرکیس ساخته شده است.
کاپیتان جک اسپارو (۲۰۰۳)
«جانی دپ» به تنهایی توانست با بازی به یاد ماندیاش ایدهی «جری براکهایمر» برای ساخت دزدان کارائیب: نفرین مروارید سیاه را ماندگار کند. با وجود استفاده از کشتیهای عظیم و صحنههای مبارزهی مهیج، آن چیزی که بیش از همه چشم نواز بود، بازی خوب و درخشان دپ در نقش کاپیتان اسپارو بود
عیسی مسیح (۲۰۰۴)
قبل از اینکه مصائب مسیح «مل گیبسون» اکران شود، فیلم به عنوان یک پروژهی جاه طلبانه توسط یک سوپراستار هالیوود شناخته میشد. وقتی معلوم شد فیلم به زبان «آرامی، لاتین و عبری» فیلم برداری میشود بيشتر شبیه یک خودکشی در گیشه به نظر میرسید. اما در کمال تعجب استقبالی که از فیلم شد، موجب گشت تا این چهرهی دینی نمونه ایی در پردهی نقره ایی پیدا کند.
بورات (۲۰۰۶)
«بارون کوهن»، کاراکتر گزارشگر تلویزیونی قزاق را در میانهی دهه نود و برای یک نمایش کمدی انگلیسی خلق کرده بود اما بیشتر مردم وقتی او را کشف کردند که «مستندش» دربارهی زندگی مردم آمریکا اکران شد. کوهن زیرکانه بین داستان و واقعیت حرکت میکرد و برای نشان دادن زمینهی نژادپرستی مردم کاراکتری کمدی را انتخاب کرده است.
جونو (۲۰۰۷)
در سال ۲۰۰۷ فیلمهای دیگری بودند که سود بیشتری کردند و حتی اسکار بیشتری نیز گرفتند، اما دختر حاملهی فیلم جونو ی «جیسن ریتمن» که «الن پیچ» نقشش را بازی میکرد، بیشتر در ذهن سینما دوستان باقی مانده است. هر چه فیلم جلو میرود مخمصهی جونو به ما یادآوری میکند که فیلم بیشتر دربارهی انسان هاست تا چیزهای دیگر.
جوکر (۲۰۰۸)
مرگ «لجر» سایهی بلندی بر کار آخر او در شوالیه تاریکی «کریستفر نولان» انداخت. اما قدرت بینظیر او در خلق کاراکتر منفیای ماندگار همه را به تحسین واداشت. کاراکتری با لبخندی ترس آورترین.
نیتیری (۲۰۰۹)
«جیمز کامرون» در ساخت آواتار از کاری که «پیتر جکسن» در بر روی «گالوم» در ارباب حاقهها انجام داد، الهام گرفت. کاراکتری با ۱۰ فوت ارتفاع که «ناوی» صدا زده میشد. «زو سالدانا» لباسهای مخصوص متصل به کامپیوتر را تنش کرد تا عکس العملهایش این کاراکتر آبی رنگ را بسازد. نتیجه آنقدر قابل قبول و واقعی بود که مردم زیادی را به سینما بکشد و در سراسر دنیا ۲ میلیارد دلار بفروشد.
مارک زاکربرگ (۲۰۱۰)
«آرون سورکین» بارها گفته است که فیلم نامهی او بر اساس تمام حقایق زندگی «مارک زاکربرگ»، موسس «فیس بوک» نیست، اما برای بیشتر مردم تصویری که «جس ایسنبرگ» ارائه داد به عنوان تصویر مارک زاکربرگ باقی خواهد ماند. در بین فیلمهای که امسال براساس زندگی واقعی ساخته شده بود (۱۲۷ ساعت، مشت زن، سخنرانی شاه) مارک زاکربرگ بیشترین ارتباط را با زندگی امروز ما دارد.


