اقبال همسايه ويلاي ابوت آباد به خبرنگار ليبراسيون در باره چگونگي ساخت اين بنا مي گويد: خيلي عجيب بود... آن ها اول دور تا دور زمين ديوار بلندي ساختند و بعد كار ساخت و ساز ساختمان اصلي را شروع كردند. ديوارها چندين متر ارتفاع داشت و به سيم خاردار ، كابل هاي برق و دوربين هاي حفاظتي مجهز بود. 



كوكا، شامپوهاي خارجي و سودا

اسامه به مانند زنش در يكي از 6 اتاق خواب ويلا زندگي ميكرد، همان همسري كه به هنگام درگيري و مرگ بن لادن مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

اقبال و همسايه ها مي گويند: در ويلاي بن لادن زنان و كودكان زيادي زندگي مي كردند. مالك ويلا دو برادر پشتون بودند كه به نظر بسيار ثروتمند مي رسيدند. مي گفتند آن ها صاحب چند مركز تجاري در عربستان سعودي اند. آن ها هر هفته يك گوسفند مي كشتند و اين يعني آدم هاي زيادي آنجا بودند.

مغازه دار هاي محل مي گفتند ساكنان خانه دوست داشتند گوشت گوسفند را با سوداي ساخت آمريكا و پپسي يا كوكا بخورند. فروشنده ها مي گويند: معمولا دو مرد با يك خودرو براي خريد مي آمدند و بر خلاف ديگران آنها بهترين مارك هاي مواد غذايي و بهترين شامپو هاي خارجي را مي خريدند.

تصاوير پخش شده از ويلاي بن لادن پس از حمله نظاميان امريكايي، مقادير زياد دارو، جعبه هاي تخم مرغ و حلبي هاي روغن زيتون را نشان مي داد....

آشغال ها داخل حياط سوزانده مي شد

با اين همه مشكل بتوان دريافت كه در پشت ديوارهاي ويلاي ابوت آباد چه مي گذشته است. اما يك چيز مسلم است: ساكنان ويلا به دقت از هر تماسي با خارج از خانه اجتناب مي كردند. نه خط تلفن و نه اتصال به اينترنت... حتي آشغال ها در حياط خانه سوزانده مي شد و هيچ كس حق ورود به خانه را نداشت به جز يك خدمتكار مرد كه به حيوانات و باغچه ها رسيدگي مي كرد و يك خدمتكار زن كه آشپزي مي كرد و شايد به ندرت گهگاه چند روستايي ديگر داخل خانه مي شدند...

بچه هاي محله تعريف مي كنند كه گاهي هنگام بازي كريكت يكي از توپ هاي خود را به آن طرف ديوار مي انداختند... « زنگ مي زديم و اجازه مي گرفتيم توپمان را برداريم ولي آن ها يك دلار به ما مي دادند تا توپ جديدي بخريم... در حاليكه با يك دلار 3 تا توپ مي شد خريد.»