روزنامه البیان مقاله‌‌ای به قلم مسعود‌ضاهر درباره پرونده هسته‌ای ایران درج کرده است.


 نویسنده پس از شرح مقدمه‌‌ ای درباره جنگ لفظی غرب و اسرائیل از یک ‌‌سو و مخالفت ایران،‌ روسیه و چین با این تهدیدات از سوی دیگر، خواسته‌‌ های آمریکا و اروپا در مورد توقف غنی‌سازی 20 درصدی، تعطیلی نیروگاه فردو، نظارت آژانس بین‌‌المللی انرژی اتمی بر تاسیسات اتمی ایران جهت  ممانعت از عملی‌ شدن حمله اسرائیل به آنها را یادآوری و هشدار روسیه در مورد به آتش کشیده‌‌شدن خاورمیانه درصورت حمله اسرائیل به ایران و به خطر افتادن صلح جهانی را برجسته ساخته است.


 به باور وی ایالات متحده آمریکا با درک این وضعیت متشنج و خطرات و تبعات آن، خواهان حل پرونده هسته‌ای ایران از طریق مسالمت ‌آمیز شده و نشست مهم اخیر استانبول با حضور ایران و کشورهای 1+5 در همین راستا برگزار شده که طرفین، این مذاکرات را سازنده و مثبت اعلام کردند. اما سوال این است که چه تغییراتی روی داده که این مذاکرات را سازنده و مثبت نموده است؟


این گزارش می افزاید:  در وهله اول به گفته طرفین، پیشرفت‌‌های ملموسی در مذاکرات عاید شده است. در مرحله بعد کشورهای 1+5 تلاش کرده‌‌اند تا از طریق دیپلماسی، ‌ایران را تشویق به ضرورت تحت نظارت قراردادن فعالیت‌های هسته‌ای و کنترل آن توسط آژانس نمایند امری که به مجادلات طولانی درخصوص ماهیت برنامه هسته‌‌ای ایران پایان خواهد داد.


نکته سوم این است که روسیه ایران را فراخوانده تا به تعهدات خود برای بازگرداندن اعتماد جامعه‌‌ جهانی به ماهیت صلح ‌آمیز برنامه هسته‌‌ای ایران عمل کند.


این نویسنده ادامه می دهد: چین و روسیه ضمن همراهی با غرب در باره وجود نگرانی‌‌هایی پیرامون ماهیت نظامی برنامه هسته‌ای ایران، مخالف وضع تحریم‌های شدید علیه این کشور هستند.


آنها گفتگو را تنها راه تقویت اعتماد و رفع تردیدها و نگرانی‌ها درباره برنامه هسته‌ای ایران و ممانعت از تکرار اقدام اسرائیل برای حمله به تاسیسات اتمی ایران همچون موارد قبلی یعنی عراق و سوریه می‌‌دانند.


نکته چهارمی که نویسنده آن را در سازنده بودن مذاکرات اخیر موثر دانسته تحریم‌‌های گسترده کشورهای غربی علیه نهادهای مالی و اقتصادی ایران، ممانعت از تجارت موسسات بین‌المللی در تجارت با ایران و ممنوعیت خرید صادرات نفت ایران بوده است.


این نوسیده مدعی می شود:  این امر مسئله پنجمی را ایجاد کرده که عبارت از آسیب دیدن ارکان اقتصاد داخلی ایران از جمله کاهش شدید ارزش پول ملی، بالا رفتن نرخ تورم سالانه،‌گرانی سرسام‌آور 50درصدی کالاها و ‌کاهش قدرت خرید مردم است  درحالی که طبقه متوسط ایران به دلیل تورم و گرانی درحال تضعیف شدن است.


 به باور نویسنده درنتیجه این مجموعه عوامل است که ایران به صورت محسوس در نشست اخیر استانبول کوتاه آمده بدون آنکه تسلیم فشارهای آمریکا شده باشد.


این کشور تاکید کرده که پرونده هسته‌‌ای آن تنها از طریق مسالمت‌‌آمیز و بصورت گام به گام حل خواهد شد که معنای آن کوتاه ‌‌آمدن حساب شده ایران درمقابل کوتاه آمدن کشورهای 1+5 در موضوع تحریم‌هاست‌.


به‌نظر  می‌رسد که هردو طرف قصد خارج شدن از بن‌بست را داشته و از گزینه نظامی مطلوب اسرائیل پرهیز دارند. گفتگوهای مثبت، سازنده و مداوم کمک خواهد کرد تا خاورمیانه از طریق دیپلماسی روی آرامش و ثبات بخود دیده و از یک جنگ هسته‌‌ای احتناب نماید.


بدون شک افزایش فشارهای خارجی بر ایران باعث پافشارهای این کشور بر مواضع هسته‌‌ای خود و تداوم نگرانی کشورهای غربی از حمله نظامی احتمالی اسرائیل علیه تاسیسات هسته‌ای ایران خواهد شد.


 امری که به متوقف شدن مذاکرات هسته‌ای شبیه مورد کره‌شمالی گردیده است لذا با وجود فشارهای اسرائیل، مذاکرات به نتایج ملموسی نخواهد رسید.


وی در پایان راه‌‌ حل عقلانی دربرخورد با نگرانی مربوط به سلاح‌های هسته‌ای درمنطقه را تحت کنترل قراردادن برنامه‌ فعالیت‌‌های هسته‌ای همه کشورها توسط آژانس و عاری‌کردن خاورمیانه از سلاح‌های کشتار جمعی دانسته است.