اين روزها اشعار و خاطره‌ي بازي‌هاي حسين پناهي همه جا هستند و يادآور پاكي و بي‌آلايشي شاعر، بازيگر و نويسنده‌اي‌اند كه اين ويژگي‌ را در چهره معصومش در نقش‌هاي تلويزيوني و قلم بي غل و غشش در شعرها و نوشته‌هايش متبلور مي‌كرد.

پناهي به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می‌بارید و طنز تلخش، بازیگر نقش‌های خاصی بود. اما او بیشتر شاعر بود و این شاعرانگی در ذره ‌ذره جانش نفوذ داشت.

حسين پناهي، بازيگر، كارگردان، نويسنده و شاعري بود كه كودك درونش همواره زنده بود و اين ويژگي‌اش باعث شده بود بازي و لحن كلامش به دل هر مخاطبي بنشيند و او را به چهره‌ ماندگاري تبديل كند.

بر اساس اين گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، حسین پناهی در ششم شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه در استان کهگیلویه و بويراحمد زاده شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه آیت‌الله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت، بعد از چند ماه فعاليت در كسوت روحاني، به تهران مهاجرت كرد و در چهار سال مدرسه هنری آناهیتا درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه‌نویسی را گذراند.

پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی «محله بهداشت» آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه‌های خودش ساخت که مدت‌ها در محاق ماند.

با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می‌کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش‌های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.

نمایش‌های «دو مرغابی در مه» و «یک گل و بهار»، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد و حسين پناهي در دهه‌ي شصت و اوایل دهه‌ي هفتاد، یکی از پرکارترین و نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.

حسين پناهي

حسين پناهي با چهره، فيزيك و كاراكتر متفاوتش در مجموعه‌هاي تلويزيوني بسياري بازي كرده كه از جمله آن‌ها مي‌توان به «گرگها»، «آواز مه»، «محله بهداشت»، «بی بی یون»، «روزی روزگاری»، «مثل یک لبخند»، «ایوان مدائن»، «خوابگردها»، «هشت بهشت»، «قهرمان کیه»، «امام علی(ع)»، «همسایه‌ها»، «آژانس دوستی»، «دزدان مادر بزرگ»، «آینه خیال»، «کوچک جنگلی»، «آشپزباشی»، «روزگار قریب»، «آقا فرمان»، «یحیی و گلابتون»، «شلیک نهایی» و «رعنا» اشاره كرد.

حسين پناهي روز چهاردهم مردادماه سال 83 در منزل مسكوني‌اش به دليل سكته قلبي درگذشت و پيكر بي‌جانش سه روز بعد كشف شد. او در هنگام مرگ، 49 ساله بود و به تنهايي زندگي مي‌كرد.