درسهای انقلاب خواندن و نوشتن در انگلستان و بهار عربی
با این حال شبکههای اجتماعی لازم نیست دیجیتال باشند. قلم، جوهر، کاغذ و مطبوعات چاپی در انگلستان قرن ۱۷ نقش مهمی بازی کردند.
جزوه پخش کنها
در اواسط قرن ۱۷ "انجمن مذهبی دوستان" پایه گذاری شد، که معمولاً از آن به عنوان "کویکرها" یاد می شود.
آنها باور داشتند که میتوان بدون شفاعت کشیش با خدا ارتباط برقرار کرد و نهاد کلیسا را رد میکردند.
مارگارت فل، مادر سه فرزند، یکی از رهبران کویکرهای زمان بود.
او پس از ملاقات با جرج فاکس، کویکر واعظ که به سبب اعتقاداتش زندانی شده بود، تحت تأثیر قرار گرفت.
او انگلستان را با نامه و جزوه هایی که انجیل نوین برابری و بردباری کویکرها را ترویج میکرد، بمباران کرد. در نظر او متون، ابزار انقلاب بودند.
انقلاب ارتباطات در انگلستان، بیش از آنکه به فن آوری پیشرفته مربوط باشد، تحولی در سوادآموزی بود. این تا حد زیادی به دلیل اصرار پیوریتنها (دینداران انگلیسی) بر سواد آموزی به عنوان جزئی ضروری برای یک زندگی مذهبی بود: بدون خواندن چگونه میتوان از کلام خدا آگاه شد؟
در برخی از حرفه ها تحول بسیار فراگیر بود. در سال ۱۶۰۰ نیمی از تجار و صنعت گران باسواد بودند. صد سال بعد، تقریباً تمامی آنها قادر به خواندن و نوشتن بودند.
آن زمان اگر می توانستید بخوانید، سخنان کشیش را لزوماً باور نمیکردید. می توانستید خودتان بنویسید بی آنکه به کاتب روستا وابسته باشید. اگر دفتر یادداشتی داشتید، در خلوت خود و بیآنکه کسی مطلع شود، می توانستید خصوصی ترین اسرارتان را در آن بنویسید. در این صورت، تمام ابعاد رابطه شما با خدا، با قدرت، با افراد دیگر، با بقیه جهان و دیدتان نسبت به خودتان به یقین دست خوش تغییر میشد.
سیاست انگلستان در مدت کوتاهی، تحت تأثیر فراگیر شدن زبان نوشتاری قرار گرفت.
در پایان سالهای ۱۶۳۰، درگیری میان چارلز اول و افرادی که قصد داشتند قدرت او را در سلطنت محدود کنند، بالا گرفت. جنگ داخلی در پیش بود.
خبرها به وفور و از طریق جزوات چاپی به داخل و خارج کشور منتقل میشدند.
این جزوات واکنش عوام نسبت به درگیری موجود را بازتاب داده و شاهدی بودند بر اینکه در کشوری که دو دستگی عمیقی پدیدار شده بود، مشت ها چگونه بلند میشد: ترس از توطئه سلطنت طلبها به منظور بازگرداندن کلیسای کاتولیک رم در یک سو و در سوی دیگر نگرانی از هرج و مرج و تخریب موج میزد.
همانند بهار عربی، قدرت از دست حاکمان خارج شد.
سر جان اوگلاندر نجیب زاده ای بود از طبقه مرفه که در جزیره وایت که ساکنینش در ضدیت با شاه از حامیان پارلمان بودند، زندگی میکرد. اوگلاندر تقریباً به تنهایی به چارلز اول وفادار ماند. او در روزنوشته های خود شکوه میکند: "اینجا چیزی داریم به اسم کمیته پارلمانی."
او مینویسد: "رینگ وود دست فروش، مین یارد داروساز، متیو نانوا، واول ولگه، کشاورزان...این افراد تمام جزیره را اداره میکردند و هر چه که در نظرشان خوب بود، انجام میدادند."
الیور کرامول
طرفداران پارلمان که توسط کرامول سازماندهی شده بودند، در سال ۱۶۹۴ در جنگ پیروز شدند و چارلز اول را در ابتدا زندانی و سپس اعدام کردند. آنها، تنها دولت جمهوری خواه انگلیس را پایه نهادند.
این دولت کمی بیش از یک دهه دوام پیدا کرد. ولی زمانی که سلطنت دوباره احیا شد، دینامیک قدرت میان مردم و شاه برای همیشه تغییر یافت.
باز هم شباهتهایی با دنیای مدرن عرب وجود دارد. اینترنت، ایمیل، توییتر و وب سایتهای اجتماعی در انقلابهای دنیای عرب همگی نقش حیاتی بازی کردند - نه تنها به این دلیل ساده که مردم فرصت پیدا کردند که فرای کنترل دولت سازماندهی شوند، بلکه همینطور به علت به وجود آمدن فضا و درک اینکه دولت لزوماً قادر به کنترل اوضاع نخواهد بود.
در اواخر قرن ۱۷ در انگلستان، پادشاه وقت ویلیام سوم بود. او هلندی بود و به دعوت برخی از سیاستمداران آمده بود که وظایف و حقوقش را به او ابلاغ کرده بودند. اوضاع او به گونهای بود که بدون رضایت پارلمان نفس هم نمیتوانست بکشد.
انقلاب هیچ گاه سرراست نیست. جاده آزادی، فرش قرمزی آکنده از شادی نیست. چه امروز و چه چهار قرن پیش، آزادی همواره با درد و رقابت به دنیا آمده است.